تبليغاتX
مجموعه شعر و غزل هاي تلخ وشيرين زندگي


مجموعه شعر و غزل هاي تلخ وشيرين زندگي

درد و دل
آثار بجا مانده از پرستوی مهاجر
همسفران پرستوی مهاجر
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ای عشق

مدد کن که به سامان برسیم!

چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم!

یا من برسم به یار

یا

یار به من!

یا هر دو

بمیریم و به پایان برسیم!


نويسنده: دو پرستوی مهاجر مورخ: جمعه بیست و هفتم مهر 1386
|+|
عزیزم تو میگفتی:

اگر چراغ عشق  روشن باشد

هزار کوهستان هم

نمیتواند بین ما

فاصله بیندازد و من

میگویم:

فاصله بین اجسام  ما فاصله هست نه قبهایمان

پس چراغ عشقمان تا ابد 

روشن خواهد ماند


نويسنده: دو پرستوی مهاجر مورخ: سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386
|+|
 دلم که شکوه زدست تو باخدا می کرد

میان شکوه نهانی تورادعا می کرد

به یادتوست همه لحظه های هستی من

دل توکاش که یک لحظه یاد مامی کرد


نويسنده: دو پرستوی مهاجر مورخ: شنبه چهاردهم مهر 1386
|+|
مطالب پیشین
بزرگترين وبلاگ عاشقانه



لبخند
نامه ای از آسمان
آرزو برای آسمانم

ناگفته
تقدیم به آسمان خودم

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie