تبليغاتX
مجموعه شعر و غزل هاي تلخ وشيرين زندگي


مجموعه شعر و غزل هاي تلخ وشيرين زندگي

درد و دل
نویسندگان
آثار بجا مانده از پرستوی مهاجر
همسفران پرستوی مهاجر
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ناگفته
شعریست در دلم
 شعری که لفظ نیست ، هوس نیست و ناله نیست
شعری که آتش است
شعری که می گدازد و می سوزدم مدام
شعری که کینه است و خروش است و انتقام
شعری که آشنا ننماید به هیچ گوش
شعری که بستگی نپذیرد به هیچ نام
شعریست در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
می خواهمش سرود و نمی خواهمش سرود
شعری که چون نگاه ، نگنجد به قالبی
شعری که چون سکوت ، فرومانده بر لبی
شعری که شوق زندگی و بیم مردن است
شعری که نعره است و نهیب است و شیون است
شعری که چون غرور ، بلند است و سرکش است
 شعری که آتش است
 شعریست در دلم
 شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
شعری از آنچه هست
شعری از آنچه بود

نويسنده: دو پرستوی مهاجر مورخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
|+|
تقدیم به آسمان خودم

 

eghb9tsjc60e8i728k19.jpg

 

به آسمان نگاه میکنم چشمانم پر از اشک میشوند

 وجودم پر از اضطراب است می گویند: آسمان عاشق دریاست

یعنی تنها معشوقه آسمان است این دریای آبی،

آسمان هر روز دریا را می بیند هر روز به دریا سلام میدهد

 هر وقت دلش می گیرد اشکش را روی دل دریا می ریزد

 اما افسوس و هزاران افسوس که هیچ گاه نمی تواند به دریا برسد

 هیچ وصالی نیست و اگر قرار بود آسمان و دریا به هم برسند

 میلیاردها قلب می بایست قربانی در آغوش کشیدن این دو معشوق میشد

 یعنی دنیا زیر و رو میشد،پس چه رازی ست

 میان این عشق و نرسیدن

میان این عشق و وصال

آسمان

 هر گاه دلش می گیرد و دلتنگ می شود

 هر گاه دلش می شکند

 تا جار نزند و مشتی ستاره و سیاره روی زمین نپاشد

 تا طوفان به پا نکند آرام نمی گیرد

 این چه عشقی ست که معشوقه ات را هر روز ببینی

 اما نتوانی در آغوشش آرام گیری

  گفته اند که معشوقه واقعی دست نیافتنی ست 

 ا  و این  امید به وصال است که آدمی را هر روز سر پا نگه می دارد


نويسنده: دو پرستوی مهاجر مورخ: جمعه ششم اردیبهشت 1387
|+|
مطالب پیشین
بزرگترين وبلاگ عاشقانه



لبخند
نامه ای از آسمان
آرزو برای آسمانم

ناگفته
تقدیم به آسمان خودم

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie